دموکراسی، یا مردمسالاری، بر اساس «حقوق برابر انسانها» بنا شده است. بنابراین حق حاکمیت و تعیین سرنوشت مربوط به عامه مردم میشود. چون انسانها با هم برابرند و هیچکدام بر دیگری شرافت و برتری ندارند حاکمیت بر دیگری ممکن نیست و چنین حقی ندارند. راهی جز قرارداد اجتماعی و پذیرش یک حاکم بر خود نمیماند، که این نیز وکالت است نه اعطای حق؛ زیرا انسانها حق حکومت بر یکدیگر را ندارند و به یکدیگر نیز نمیتوانند چیز نداشته را ببخشند.
خلاصه اینکه برابری کامل انسانها حتی حق حکومت مردم بر مردم را نیز نفی میکند. یا باید حکومت برگزیدگان(الیت) را به رسمیت بشناسیم که مردمسالاری نفی میشود، و یا از طریق الهی و حق حاکمیت خدا و دین وارد شویم. در نتیجه دموکراسی (مردمسالاری) بیشتر یک شعار است تا واقعیت.